این شبیخون بلا

حالم

تعریفی ندارد چند روز است ،گوگل تالکم را صبح تا شب روشن می گذارم و آماده که شاید دوستی ، آشنایی بپرسد معصومه حالت چطور است ؟

هیچ کس ولی نمی پرسد . حق هم دارند وقتی آدم از حال ِ خودش برای کسی نگوید چرا باید منتظر دلداری باشد ، منتظر حال و احوال کردن  ، منتظر توی ِ یاد کسی ماندن .

باید بروم ، عازمم...

/ 3 نظر / 15 بازدید
سهبا

سلام . حالت چطور است معصومه جان ؟ خوبی عزیز ؟ بی گوگل تاک پرسیدم ! عازمی ؟ کجا ؟ سفرت بخیر اما ....

مریم

این دقیقا همون حسی بود که من هم داشتم و الان هم دارم. توو این زمونه، هر کسی خودش رو زنده نگه داره، هنر کرده؛ دیگه کسی به یاد کس دیگه نمیفته.

باران ناب

سفر حالتو جا میاره عزیزم. سفرت بخیر