امروز روز چندم بی مهری است ؟

اصلا چه اهمیتی دارد که چندمین روز باشد

مهر نامهربان است

 نامهربانی خصلت پاییز است .

خورشیدم را پس بده خدا . من شبیه آفتاب پرست ها ... نه ... من شبیه هیچ موجود دیگری از این هوای ابری پُر ِ بغضم و بی آفتاب ...

بی آفتاب ; نه که بمیرم نه ! اما زنده گی هم نمی کنم .

+

کمر درد بسیار شدیدی دارم . به طوری که باید دستم را به دیوار بگیرم تا بلند شوم و نماز ِ بی هویتم را شکسته بخوانم . چه قدر پیر شده ام در جوانی . همه ی استقلالم را دارم از دست می دهم . حتی به دیوارها هم محتاج شده ام حالا ...

+

من بسیار تنهایم . من جزء آن دسته از آدمهایی هستم که معشوقه هم اگر باشم ، عاشق هم اگر باشم این حس تنهایی ولم نمی کند . این تنهایی ِ لعنتی لذت بخش هرگز رهایم نکرده .

+

خدایا

بگذار حالم بد بماند ، بگذار بغض ها بمانند در گلویم و بالا نیایند ، بگذار این احساس تنهای همیشه در دلم بماند ، بگذار این دردها کش بیایند ... 

می دانی !

آدم اگر درد نداشته باشد دلش می میرد . زود می میرد .

/ 10 نظر / 9 بازدید
نقاشک

نفس کشیدن را دوست دارم گاهی . و گاهش را تو می دانی ...

مونا

آدم اگر درد نداشته باشد آدم نیست اصلا!

یوتاب

نمیدانم کجا بود خواندم آدم اندازه ی آدم بودنش درد دارد

یوتاب

خوبی دوست نازنینم

محبوبه

منم تنهاییم رو دوست دارم ولی گتهی وقتها محتاج یه نفر بودن بهتر از محتاج همه ی ادمها بودنه! پیری شاید اتفاق خجسته ای باشد!حداقل بهتر از جوانی از این دست که ما داریم... درد خوب است اما زیاده روی نکن عزیز!

رها

گاهی قشنگی زندگی به درد هاییه که می کشیم ، زندگی با این دردا از زندگی بی خیالی زیباترو پربار تره[لبخند]

blogerfree

از ازادی در وبلاگ نویسی حمایت کنیم

گارسیا

اینجور نگو من از خدامه این بغض ها تموم شه،حتی به قیمت مرگ دلم... خسته شدم. راستی مرسی بابت شعر بسیار قشنگی که واسم نوشتی.

گارسیا

وبلاگتو با اجازه لینک کردم.. عین خودمی یه جورایی...پره بغض و غصه..من 25 سالمه و تو هم همین حدودی...وعین پیرزن ها شدیم

گارسیا

دیشب نشد لینکت کنم خانومی. الان لینک شدی.