..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

بی مخاطب

آنقدر نیامدی

آنقدر بوی فرودین نیامد  ، که همه ی هفت سین ها گندیدند. نمک هم زده بودم بهشان ، به بی زبانی ام قسم !
اما کار از نمک سود کردن گذشته بود دیگر .

دل ِ سفره آنقدر ویار داشت و نیامدی که سقط کرد . آنقدر نمی آیی هم که اسفند بوی زغال را می مکد و دیگر زخم ِ چشمی را دوا نیست .

{پس با این چشم هایی که و ان یکاد را نمی بینند چه کنم }

تیر شده حالا ، این همه فرودین و اردیبهشتی که نارس به دنیا آمدند و فرو می روند توی ِ جیغ های ممتد ِ من ِ مادر نشده ام .

چقدر پس باید ناباروری دستانم را به رخم بکشی تا بیایی ؟

  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳۱
تگ ها :