..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

انا المتحیر ...

ق.ن : این که دیشب شب بدی بود و خواب به چشم هام نیامد بماند ...

اینکه دیشب سرم سنگینی می کرد و روی شانه هام بند نمی شدحرفی ندارد...

این که دیشب صدایم از محیط بالش تجاوز نکرد بماند ...

این که دیشب ...

از همه ی اینها گذشته حُسن خوبی داشت دیشب ، بغض ِ دو روزه سر باز کرد و ...

بغض که سر باز کند نوشتن ندارد که ...

 

 

 

 

شوریدگی با دل شوره رابطه دارد آیا ؟

موی ِ آشفته با دل ِ پریشان نسبتی دارد ؟

دل تنگ ِ با فشار قبر نسبت مستقیم دارد ؟

تب ندارم ، هذیان می گویم .راستی منشاء هذیان از کجاست ؟

لعنت به دلی که در همه ی زمانها بگیر و ببند دارد و آرام نیست . کاش توی کوچه هاش حکومت نظامی اعلام کنند .لعنت به دلی که خون می خورد و آب ِ شور پس می زند . لعنت به منی که صاحب چنین دلی هستم . تقصیر ها از توبه دیگر تجاوز کرده اند و من از دنیا .

*لا حول و لا قوة الا بالله

بلند شو .این زاویه های بسته ی بالش تو را به قعر می برد ، به قعر چاهی که نه بد خواهی پسران یعقوب را تحمل می کند و نه رازهای علی را .*

*و اعتصمو به حبل الله جمیعا و لا تفرقوا

همین طناب را بگیر از چاه بیرون بیا . بیا بیرون لعنتی . آنقدر گریه کرده ای که چاه سر ریز کرده  . بیا بیرون .*

و سلاحه البکاء است و من .

من شمشیر کشیده ام به روی خودم . تیغه اش کند است شمشیر ، تا خون ببارد از چشم زمان زیادی مانده . تا احتضار فرصت باقی است . راه خانه را گم کرده ام ، این دم ِ آخری می خواهم خانه ی خودم باشم . راه من کو ؟

*تا دیر نشده بیا و صراط المستقیم شو .این راه که تو می روی به خانه نخواهد رسید . *

مولای یا مولای أنت الدلیل وانا المتحیر ، وهل یرحم المتحیر الا الدلیل

من راه گم کرده نیستم ، من خانه گم کرده ام .

لبیک اللهم لک لبیک آرزوست

 

 

پ.ن : آنچه نادیدنی است را دیدی، تا ابد سنت جنون این است

          عشق از هر دری بیاید تو ، عقل باید که پشت در باشد

  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٢
تگ ها :