..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

خاک بر فرقش نشیند آن که یار از من گرفت

دارم دوتار گوش می دهم . یک دوتار نوازی با یک شعر ِ زیبای ِ خراسانی .

می خواند که

 

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند

دم به دم آتش به جان مستمندان می زند

طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست

گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند

 

بعد با خودم فکر می کنم چند نسل دیگر از آدمهایی ِ مثل من مانده که به موسیقی مقامی خراسان و صدای ِ اصیل ِ ساز ایرانی دل بدهند. چند نسل دیگر مانده از آدمهایی که با صدای قره نی سوز دل از سر بگیرند و با صدای تنبور جان بگیرند . بعد از حاج قربان دیگر کی این همه قشنگ دوتار می زند . اصلا چند نفر باقی می ماند فردا که شورانگیز نوازی ِ استاد علیزاده را شنیده باشند . برای ِ آینده ی موسیقی ِ کشورم نگرانم  . برای ِ این کرمی که افتاده به جان جوان ها و هم نسلان من که به هر صدای ِ نخراشیده و کار نشده ای نام موسیقی بنهند . چند نسل دیگر از نسل ِ من ِ جوان ِ به زعم ِ دوستان پیرمرد وارانه باقی مانده . نگرانم.

 

پ.ن : کامل این شعر :

 

یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت
یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت

یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت
یک نظر بر کوه کردم ، کوه لرزیدن گرفت

تکیه بر دیوار کردم ، خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند ، آنکه یار از من گرفت

رنگ زردم را ببین ، برگ ِ خزان را یاد کن
با بزرگان کم نشین ، اُفتادگان را یاد کن

مرغ ِ صیاد تو اَم ، افتاده ام در دام ِ عشق
یا بکش  یا دانه ده ، یا از قفس آزاد کن ، از قفس آزاد کن

ابر اگر از قبله خیزد ، سخت باران می شود
شاه اگر عادل نباشد ، مُلک ویران می شود

یک نصیحت با تو دارم ، تو به کس ظاهر مکن
خانه یِ نزدیک دریا زود ویران میشود

یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند
دم به دم آتش به جان مستمندان می زند

طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست
گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند


  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۳
تگ ها :