..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

 

کیف پولت را و دلت را کنار هم گذاشته بودی . بعد نمی دانستی کدام یک را انتخاب کنی . گرسنگی عشق را زیاد می کند یا عشق گرسنگی را ؟
توی این وانفسا فلسفه اینجا چه می کرد اصلن ؟
_ تخم مرغ که توی یخچال نباشد ، ترشحات معده ی آدمهای تنها می ریزد توی مغزشان . _
داشتی به همین چیزها فکر می کردی . که با این دو هزار تومنی توی کیفت شارژ بخری یا نیم کیلو تخم مرغ مثلن .
نیم کیلو تخم مرغ شاید سه چهار شب سیرت می کرد اگر صرفه جویی می کردی . ولی دوهزار تومن شارژ کفاک دو ساعت را هم نمی داد . اصلن دلت می خواست تمام پولهای دنیا را آتش بزنی . لعنت به تمام نداری های دنیا . از نداری عشق بگیر تا نداری گوشت و کفش و لباس
سرت درد گرفته بود ، اس ام اس های ِ بی جواب ِ زیادی مانده ، گرسنه بودی ، چشمهات درد می کرد از زوز بغض ِ تو گلوت .....


هیسسس ، قهرمان داستان با شکمی گرسنه و دلی تنگ خوابیده . و دوهزار تومنی دارد لبخند می زند ....

  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۸
تگ ها :