..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

 

می نشینم و فکر می کنم سالها بعد برای دخترم تعریف می کنم

 از خ*رد*اد  88

از اتفاقاتی که پایه ی انق*لا*بی دیگر شد

و آن موقع

دخترم شاید !

در فکر ِ انق*لا*ب دیگری باشد

شاید ...

خدا نکند

+

من فکر نمی کردم این اندکی صبر کردن ها و نیامدن سحرها این همه گلایه آمیز باشد .

فکر نمی کردم همین چند تا مخاطب وبلاگم دلشان این همه گرفته باشد از صبر کردن های بی شمار ....

  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٥
تگ ها :