..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

 

هیچ کس در خانه نیست . تنهایم . دارم آهنگ ِ جدیدی را که عاشقش شده ام را گوش می دهم .i'm calling you . حس خاصی ندارم . در بی حسی خاصی غوطه می خورم . گوشی ام خفه خون گرفته . من تنهایم .توی آینه به ابروهایم که دیروز خانوم آرایشگر مهربان درستش کرده نگاه می کنم و کیف می کنم . بوی پاییز را دوست ندارم . حوصله ام سر رفته . دلم برای قلم و مرکب و کاغذ تنگ شده . من دیگر مهر را دوست ندارم . دلم تابستان را می خواهد . 

  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱
تگ ها :