..::طاعون زدگی::..

عطر کافور می آید ، فاتحه هایتان را آماده کنید

 

پشت میزم نشسته ام ، گوشی قدیمی ام را برداشته ام و اس ام اس هایش را می خوانم . گاهی دلم می گیرد ، گاهی می خندم ، گاهی بغض می کنم ، گاهی قلبم درد می گیرد از فشار روزهایی که گذشته ...

و اصلا نمی دانم چرا دارم گریه می کنم .

نه ....

می دانم . خوب می دانم . توان ِ بازی کردنم دیگر تمام شده . بی تاب شده ام . و زندگی هم چنان میل بازی دارد ...

  
نویسنده : معصومه آرزومندی ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩
تگ ها :